گیلان دیروز

بهار گيلان(3)
نویسنده : محمد رضا تاریخ : چهارشنبه سی ام فروردین 1391
   






منبع:  http://www.facebook.com/gil.rasht


 
گيلان زيبا
نویسنده : محمد رضا تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391






نِی زَنَمَه خونِه زرده مَلجَی

دُخانَمَه تا می گوسَند گَلَی بَی

لَلَکی پیله می بوزُنِه خوراکه

 دوست دارمه می کولهته می خاکه



 کل شریف )مصطفی رحیم پور)

 


:: برچسب‌ها: تالش, ني, زيبا, زرده ملجي, للكي

 
استاد پوررضا هم پر كشيد...
نویسنده : محمد رضا تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391





فريدون پوررضا - ۱۳۱۱-۱۳۹۱


:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز

 
بهار گيلان (2)
نویسنده : محمد رضا تاریخ : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391







 
پوشاك ملي گيلان
نویسنده : محمد رضا تاریخ : سه شنبه پانزدهم فروردین 1391





لباس هاي ملي گيلان باوجود زيبايي خاص و ويژه آن به دليل پوشش مناسب با عقايد مذهبي و ديني ما نيز سازگار است.

هنوز هم در مناطق مختلف استان زنان و مردان از لباس بومی و سنتي مختص خود استفاده مي كنند به طور مثال در قاسم آباد، تالش و ديلمان زنان و مرداني هستند كه با پوشش ملي ديده مي شوند البته در روستاها و مناطق كوهپايه اي اين مهم بيشتر به چشم مي خورد، ناگفته نماند در چند سال اخير جوانان نيز به پوشيدن اينگونه لباس ها راغب شده اند به طوري كه بعضي از دختران در مجالس جشن و بخصوص جشن عروسي با لباس محلي حضور پيدا مي كنند.



به گفته سيده زهرا همتي سراواني كارشنان لباس ملي گيلان سابقه تاريخي لباس هاي ملي استان گيلان به اشياي كشف شده در چراغعلي تپه رستم آباد (مارليك) برمي گردد.

در تكه هاي يافت شده در اين اكتشاف طرحي از بانوي گيلاني وجود دارد كه هنوز هم در لباس زنان گيلان خصوصاً در كوهپايه هاي شرق گيلان اين نشانه ها را مي توان يافت.
كهن ترين اسناد مربوط به پوشاك در استان گيلان از يافته هاي باستان شناسي در تپه مارليك (چراغعلي تپه) رودبار به دست آمده است. اين يافته ها، انواع تزييناتي كه بر روي دامن و پيراهن و پيشاني بند به كار مي رفته اند را نشان داده است. يافته هاي ديگري در نواحي باستاني رستم آباد رودبار، وجود پاي افزار را همزمان با ساير انواع لباس در اين منطقه نشان مي دهد.
بنا به عقيده محققان، شكل و تنوع لباس در اين منطقه هنوز تداوم اشكال مورد استفاده در دوره متاخرتر زماني است و تنها در موارد ناچيزي، چون يراق دوزي و نوار دوزي هاي پيراهن هاي زنانه تغييراتي در آنها به وجود آمده است. يكي از موارد تغيير در اين لباسها استفاده از رنگ است . در زمان گذشته مردم فقط از رنگ هاي موجود در طبيعت استفاده مي كردند در حالي كه امروزه با رنگ هاي صنعتي پارچه ها را مي آرايند"
بنا به گفته «كريستين برومبرژه» مردم شناس فرانسوي كه درباره پوشاك نواحي کاسپی تحقيقات و تاليفات گسترده اي دارد، لباس سنتي حاشيه دریای کاسپی بيانگر خلاقيتي بكر است كه به خوبي نمايانگر روش متمايز زندگي در اين ناحيه از ايران است. در بسياري از فلات ايران در دهه هاي گذشته، رفتار فرهنگي مردم تحت تاثير سبك زندگي محصور شده اي بود كه در آن خانه ها به منظور محافظت از ديد و مزاحمت بيگانگان ، با ديوار هاي بدون مدخل احاطه مي شد و زنان تنها و منزوي در اندروني زندگي مي كردند. اما در امتداد سواحل درياي کاسپین سبك زندگي مردم غالبا آزادانه تر بوده است. در اين منطقه، خانه ها با ديوار محصور نمي شده، تفكيك جنسي در محيط خانوادگي كم بوده و چادر صرفا براي سفر به شهر هاي بزرگ و مراسم مذهبي پوشيده مي شده است. نبود حجاب كه حتي در ميان گالش ها و طالش هاي كوهستان ، نسبت به گيلاني ها و مازندراني ها بيشتر به چشم مي خورده در تمام دوره ها، جهانگردان را غافلگير مي كرده است. مثلا "يونس هانوي" جهانگردي كه از گيلان بازديد مي كرده دراين ارتباط نوشته است: زنان روستايي در اين بخش از كشور ، صورت هايشان را نمي پوشانند.» پوشاك در گيلان نيز مانند هر منطقه ديگري معرف انديشه، سليقه، نوع كار و معيشت و ارتباط مردمان با طبيعت است. «پاك بين» تاكيد مي كند:« طراحي لباس در اين منطقه، كاملا در رابطه با سازگاري با محيط تعريف مي شود چنانكه لباس زن گيلكي به شكلي طراحي شده كه وقتي او بر اسب مي نشيند هيچ نقطه از بدنش پيدا نباشد.» علاوه بر سبك كلي لباس، تركيبات و روش دوخت تن پوش هاي مردم ناحيه خزر با ساير مناطق آن قدر متمايز است كه اين مردم را به خوبي مي شناساند. پوشاك مردان پوشاك مردان در اين منطقه از سرپوش هاي مردانه )كلاه)، تن پوش، شلوار، شال كمر، كت و پاي افزار تشكيل مي شود كه هر كدام از آنها تقسيم بندي هاي مختلف و متنوعي دارند.
سرپوش مردانه ( كلاه ( كلاه پوششي است كه مردان ازپوست ، شال و پارچه به شكلهاي مختلف مي دوزند و برسر مي گذارند . كلاه در طول زمان به شكلهاي مختلف تغيير يافته و اين تغييرات ازكلاه ماهوت مشكي گرفته تا كلاه پهلوي و كلاه اروپايي ( شاپور ) ادامه يافته است . كلاههايي كه خاص مردان گيلان زمين است ، كلاهي است كه در روستاها استفاده مي شود.از جمله :

كلاه مردان غرب گيلان :
* شال كلاه فصل استفاده: زمستان، جنس پارچه: پشمي بومي
* كلاه چالگيزي يا چلگيزي كلاه مكان استفاده: نواحي كوهستاني هشتپر
* كلاه تركدار يا چهار گوش فصل استفاده: تابستان ،جنس پارچه : پارچه سفيد
* كلاه عرق چين فصل استفاده: تابستان ،
جنس پارچه: توري به رنگ سفيد ،
زمان استفاده: هنگام خواب

كلاه مردان شرق گيلان :

* نمت كلاه (NAMAT KOLAH)
جنس: نمد ، شكل: تخم مرغي بلند،كوتاه و چهارگوش ، رنگ: خردلي روشن ،
زمان استفاده : در روز عروسي داماد برسر مي گذارد

* جليقه

جليقه كه آن را جلقته يا جلقده مي گويند ،براي فصول پاييز و زمستان از جنس شال و براي بهار و تابستان از پارچه هاي نازكتر دوخته مي شد .

* شلوار :

شلوار در غرب گيلان :
شلوار مردان تالش كه آن را شلار مي گويند داراي دمپاي تنگ و اغلب به رنگ سياه ، شيري و فلفلی است . جنس اين شلوار از پشم است. امروزه بعضي ازمردان مسن تر درفصل پاييزو زمستان ، در منزل و يا براي مراجعه به بازار داخل روستا،اين شلوار رامي پوشند اما هنگام مراجعه به شهر از كت و شلوار معمولي كه مردان درشهر مي پوشند، استفاده مي كنند .

شلوارمردان درشرق گيلان :
مردان درشرق گيلان نيز شلواري كه دمپاي آن براي پيرمردان، لوله اي ساده و براي جوانان دكمه اي بود، مي پوشيدند . رنگ اين شلوار تيره بوده است .

شلوار چروداري : (نوع پارچه : دستباف

در قاسم آباد
رودبارسر شلوار مردانه اي مي دوختند به نام قدك كه نوع پارچه آن نخي و رنگ آن مشكي يا سرمه اي بود.

تنگ تومان( Tange- tuman ):
شلوار تنگي بوده كه مرد روستايي در مزرعه ، يا هنگام رفتن به جنگل مي پوشيد. اين شلوار هم در غرب و هم در شرق گيلان پوشيده مي شد .

ديج ( dej ) :
شلوار تنگ چسباني ، كه داراي ليفه اي معروف به بندي تومان بود. بعدها مدل اين شلوارها سه دكمه شد و آن را با كمر بند مي بستند . اين شلوار معروف به «پيش پولوك» يا «پيش پوليك» يا شلوارجلو دگمه دار يا تومان قيش است. در هر حال مردان چه در غرب چه درشرق گيلان ،به ويژه درزمستان ،زير شلوار پشمي خود ، پيژامه يا ژامه مي پوشيدند.

كت:
مردان تالش ازكتي به نام چوخا يا شكه كه ازشال دوخته مي شد استفاده مي كردند . شكل اين كت معمولي و داراي يقه برگردان است . مقدارشال مصرفي 12 گز و عرض شال براي دوخت 80-70 سانتيمتر است . در شرق گيلان و نواحي جلگه اي، مردان از پشمه چوخا،از جنس شال كت مي دوختند.

لباس كوهستاني مردان :
*** غرب گيلان : درنقاط كوهستاني تالش، باسلق ، پوشش دامداران درفصل سرد مي شود .

***شرق گيلان :شولا ( شب لا) ،نوعي پالتوي نمدي و بالا پوش يا تن پوش شب است كه چوپانان آن را مي پوشند و بر سر پوستين مي گذارند.

كولاگير : پوشش ديگري است كه چوپانان در روز مي پوشند. كوتاهتر از شولا ولي جنس آن از نمد
است.
.
پاي افزار:

- چوموش به فارسي «چموش » گفته مي شود كه نوعي پاي افزار ازجنس چرم ساده است . كفشي كاملا بومي بوده كه بيشتر ساكنان مناطق كوهستاني گيلان ازآن استفاده مي كردند ،اما اينك كاربرد خود را به كلي از دست داده است . ازامتياز
هاي اين پاي افزار، سبكي و يكپارچگي آن است .

چموش دوزي در مناطق كوهستاني گيلان اهميت به سزايي داشته و اين اهميت را مي توان در نام بعضي از روستاها يافت ،
زيرا نام روستاها ،از مشاغل غالب در آن نشات گرفته است .روستاهايي چون«چاموش دوزان » در«ماسال و شاندرمن » يا «چارق دوزي محله » در لاهيجان و «چاموش محله » در خانقاه ماسال» مويد اين نكته است .

انواع چموش :

دو نوع چموش وجود داشت :
يكي مخصوص شكاركه به «شكار چوموش » موسوم بود .اين پاي افزار ،با بند چرمين به پا بسته مي شد و نوع ديگر كه فاقد بندهاي چرمين بود.

درتالش دو نوع چموش دوخته مي شد : نوع مرغوب آن « ختني »و نوع نامرغوب آن كه از پوست دباغي شده دوخته مي شد «
مازرده » نام داشت .

-رزين چموش : به مرور زمان دوختن و استفاده از چموش ،از رونق افتاد و نوعي ديگر كه از لاستيك تهيه مي شد به نام «رزين چموش » جاي آن را گرفت . - ساغري: كفش چرمي بدون پشت و بي پاشنه است كه روحانيون آن را مي پوشيدند.

ارسي: كفش چرمي پشت دار.

چاروق : كفش دوخته شده ازپوست الاغ، اسب يا گاوميش ، پشت دار با بند و يا ساده .

گيوه : پاي پوش بافته شده از نخ كتان يا كنف كه در تابستان استفاده مي شد .

پوتين گالش: اين نوع گالش داراي رويه كوتاه بود. جنس آن چرمي و نوع آن جلو بنددار بود

چكمه : مردان روستايي هنگام كاردر مزارع يا رفتن به جنگل ،در پاييز و زمستان چكمه پلاستيكي مي پوشيدند.

چوكوتور( چيكتور):چيك يا چوك به معناي پنجه و تور به معناي بافته است. چيكتور پوششي بود كه به هنگام حركت روي برف، زير چموش مي بستند.

- كفش چوبي يا كتله( دمپايي محلي ) : به دمپاي ساخته شده ازچوب گفته مي شد و داراي دو نوع بود .يك نوع آن داراي
يك تسمه كلفت بود كه انگشت بزرگ پا داخل آن قرار مي گرفت . اين كتله براي طي راههاي كوتاه و در حمام هاي عمومي استفاده مي شد.


پوشاك زنان

پوشاك زنان شامل
روسري و سربند، پيراهن، كت، الجاقبا، دامن، گردتومان، جليقه، چادر كمر، چادر شب، كفش و جوراب است.

روسري و سربند: اغلب زنان گيلان از دو سربند، يكي در زير )لچك) و ديگري بر روي آن (دستمال) استفاده مي كنند. دستمال در نواحي مختلف گيلان اسامي مختلفي دارد، در تالش به آن «سرا بست»، در ناحيه و سرود «تونه دسمال»، در ماسال «بنشه دسمال» و در گرگانرود و خوشابر اسالم به آن «سر دستمال» مي گويند. در جلگه هاي گيلان نيز دستمال به اسامي زير خوانده مي شود: روسري دستمال، پيله دسمال و سرفود كه بر روي لچك بسته مي شود و اصولا رنگ آن سفيد است.
پيراهن

پيراهن، بالاپوش بانوان گيلاني است. اين پوشش در گويش تالشي، «شسي» Sey و در شرق و جلگه تالش، پيرهن Pirhan و جمه خوانده مي شود.زنان در غرب گيلان شي يا پيراهن يكسره آستين بلندي مي پوشند كه از جلو مقداري باز است تا راحت تر بتوانند به نوزاد شير بدهند و دو طرف آن نيز چاك دارد. اندازه چاك پيراهن و بلندي آن نيز كه اصولا روي تنبان مي آيد در قسمت هاي مختلف غرب گيلان متفاوت است.

پيراهن زنان
در جلگه گيلان، مثل پيراهن زنان غرب گيلان است اما بسيار از آن كوتاه تر است. پيراهن بانوان شرق گيلان به مراتب متنوع تر از پيراهن زنان در غرب گيلان است و تفاوت هايي در آنها مشاهده مي شود.مثلا نوعي از آن، جلو بسته است و از طرف شانه دكمه دارد و نوعي ديگر داراي چاپ پهلو است و غير از يراق دوزي و چرخ دوزي از نخ هاي رنگي نيز در جلوي پيراهن استفاده مي شود.

پيراهن بانوان املشي «چابكي» Cabokiنام دارد و كشاورزي و پولدوزي شده است. پيراهني كه آنها در منزل مي پوشند از
زير سينه چين دارد و بلندي آن به زانو مي رسد. متفاوت ترين پيراهن، پيراهن مرسوم در پاشاكي واقع در «خرارود» است كه چرخدوزي شده و پارچه آن با «پاچال» و ابريشم خام در محل بافته مي شود و اطراف پيراهن به رنگ سرمه اي و به روشيپيچمات با پيله ابريشم رنگ مي شود. اين پيراهن را دختران در روز عروسي يا در مهماني به تن مي كنند.

جليقه :

 جليقه يكي از پوشش هاي متداول بانوان گيلان است . اين پوشش در ناحية غرب گيلان جلخته Jelexte ، نيفتنه niftane ، در شرق گيلان جرقده jarqade يا جرزقه jarzaqe ، و در جلگه هاي گيلان جلقته ، جلتقه ، جلخته و جلخده ناميده مي شود . مدل متداول جليقه ، اصولاً جلوباز سه دكمه و يقه هفت با سه جيب در طرفين است و پشت آن سكگ دارد كه قابليت گشاد و تنگكردن را به آن مي دهد . جنس آن بسته به وضعيت مالي افراد ، متفاوت است . جليقه در نواحي جلگه اي گيلان به صورت ساده مورد استفاده قرار مي گيرد ولي در مناطق كوهستاني و كوهپايه اي سكه دوزي و با نخ هاي رنگي چرخدوزي مي شود . 


منبع:  www.facebook.com/Inja.guilan




:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز، آيين ها و آداب و رسوم
:: برچسب‌ها: پوشاك زنان, چموش, لباس كوهستاني, شلوار چروداري, شال و پارچه

 
بهار گيلان(1)
نویسنده : محمد رضا تاریخ : دوشنبه چهاردهم فروردین 1391





 
گيله دختر
نویسنده : محمد رضا تاریخ : شنبه دوازدهم فروردین 1391




سرگذشت دليرى يك گيله دختر در جنبش انقلابى گيلان




تصوير بالا: صحنه ای از فيلم « دختر گيلان (گيله دختر) » که بر اساس زندگی گيله دختر در سال 1928 ميلادی با همکاری ايرانيان مهاجر در باکو ساخته شد. در اين فيلم احسان الله خان نقش خود را بازى مى كند. 


قزاقها و دسته های مسلح فئودال ها به دستور و با راهنمايی و کمک مالی تسليحاتی انگليسيها جنبش جنگل را تار و مار کرده بودند. گيله دختر بايد تصميم بزرگ زندگی اش را می گرفت. جايی برای مخفی شدن نمانده بود و همه جا جنگليها تحت تعقيب و امکان بازداشت شان بود. دو راه بيشتر در پيش نداشت. گريز يا تسليم .
گريز؟ آيا امکان بازگشت خواهد بود؟ ترک سرزمين محبوب و مردمانش؟ ديگر آواز زنان در شاليزاران را نخواهم شنيد و بوی خوش بهار نارنج را با نفسهای عميق نخواهم بلعيد؟ آه چقدر دلم می خواهد دوباره شلوار را تا زانو بالا زده و نهال های برنج را در شاليزاران نشا کنم. نه می مانم.
ايکاش کار فقط با زمين گذاشتن اسلحه فيصله می يافت. اما دشمن به آن راضی نيست. آنها از تسليم شدگان ننگ خيانت به مردم و آرمانهای شان را می خواهند. تا تسليم شدگان با تفنگ هايشان سينه همرزمان ديروز خود را نشانه نگيرند تسليم کامل نگشته و سرشان بالای دار خواهد رفت. مگر به دکتر حشمت و يارانش رحم کردند؟ تسليم بايد کامل باشد. در آنصورت درجه و مقام در انتظارت هست. مگر خالو قربان ، محمد جعفر کنگاوری و ساعدالدوله سرهنگ نشدند؟ البته با خفت و خواری و ننگ خيانت به مردم و گشودن آتش بسويشان و زيرپاگذاشتن شرف و انسانيت. نه می روم

تاريخ و تاريخ نويسان چه بيرحمند. تنها زمانی که از پيکار ها پيروزمند و فاتح برگشتی نامت ثبت می گردد و آنهم اغلب به نيکی . مهم نيست در آن پيکار در کدام جبهه جنگيده باشی ،جبهه شر يا خير. شر؟ خير؟ اين فاتحين و تاريخ نويسان تجليل گويش هستند که خير و شر را معنا می کنند. اگر بشکستی در پيکار، معايبت بزرگ می شوند و بسيار معايب نداشته را نيز به تو خواهند بست. حتی دوستان و همرزمان سابقت برای تبری خود از اتهام و يا پوشاندن سهم خويش از به شکست کشاندن جنبش و همچنين توجيه سکوت و بی عملی خويش در مقابل استبداد فاتح به اين موج اتهام زنی می پيوندند. درد و اندوه ناشی ار شکست صد چندان می شود آنگاه که به رجزخوانی های دشمن چاشنی زخم زبانها و نيش قلم های وازدگانی که به استبداد تمکين کرده و در پيشگاه مستبد کرنش می کنند افزوده شود. افسوس که اغلب اين واژگونه نمايی های حقيقت به باور عمومی بدل می شود.

صحنه ديگر از فيلم دختر گيلان (گيله دختر)


گيل دختر ايستاده بر عرشه آخرين کشتی عازم باکو هنوز آن دورها سرزمين محبوبش را می ديد. با هر وجبی که کشتی به سرزمين بيگانه نزديک ميشد ميهن با گيلان دلبندش از او می گريخت و دم بدم کوچک تر و کوچک تر می شد. لحظاتی بعد فقط نقطه های سياه را در کرانه دريا ميديد و يا اينکه به نظرش می آمد که می بيند. از بس که به ساحل خيره شده بود سوزشی در چشمان روشن و زيبايش حس می کرد. لحظه ای چشمانش را بست و بعد با بغض و عصبانيتی که بيشتر متوجه اشتباهات خوديها بود به ياد نبرد با دشمن در جوردشت و جوردی پای قله سماموز افتاد: «اگر سالار فاتح موفق می شد جبهه جديدی در غرب مازندران باز کند. اگر ساعدالدوله در يورش به تهران جبهه عوض نمی کرد و به دشمن نمی پيوست. کاش هرگز آزاديخواهی و ميهن پرستی خانها و فئودال زادها را باور نکرده و به آنها اعتماد نمی کرديم . کاش اندکی هشيارتر بوديم و به موقع تلاش جاسوسان و نفوذيهای دولت و انگليسيها را برای ايجاد دشمنی بين ميرزا کوچک خان و احسان الله خان و انشعاب در جنبش جنگل را خنثی می کرديم. کاش... »
آری: ,خوراک اين جهان اندکی حقيقت است و بسيار دروغ,. گيله دختر فرمانده دسته در جنبش انقلابی آزاديخواهانه و ضد استعماری جنگل عليرغم شهامتها و دليری هايش هرگز به مرکب قلم "تاريخ نويسان" نيامد. کسی او را تجليل نکرد و جلسه و سمينار درباره اش نگذاشت. اما همان قلم ها هزاران برگ را در تخطئه جنبشی که او به آن تعلق داشت و بدنام کردن همرزمان او سياه کردند.
نه، تاريخ گيله زن و هزاران آزاديخواه ديگر سرزمين ما که تاريخی است سرشار از جان گذشتگی ها و دليری ها و عشق به ميهن و مردمانش هرگز نوشته نشد.

 

رضا اشکور

منبع: www.shomaliha.com




:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز
:: برچسب‌ها: گيله دختر, دكتر حشمت, قزاقها, جنبش جنگل, ميزراكوچك

 
فاضلاب « زر جوب»!
نویسنده : محمد رضا تاریخ : جمعه یازدهم فروردین 1391


زرجوب(لب آب(به رشتی (آب لب)) نام میدان و محلی است واقع در کنار رودخانه زرجوب رشت. این رودخانه یکی از دو شاخهٔ رودخانه سپیدرود است که از میان شهر می‌گذرد. این رودخانه سابقا پرآب بوده و زیستگاه ماهیان رودخانه‌ای به شمار می‌زفته‌است ولی امروزه به دلیل ریختن فاضلاب‌های شهری، آلوده و غیر قابل استفاده شده‌است.


رودخانه زرجوب در گذشته نه چندان دور



رودخانه زرجوب امروز (عكس:فرهاد اكبرزاده)


نام این رودخانه از دو جزء زر (طلا) و جوب (که همان جوی است به معنی نهر آب)تشکیل شده‌است که از دیر باز به جهت زلالی و درخشندگی به این رودخانه اطلاق می‌شده‌است که متأسفانه امروزه اثری از آن نیست.


میدان یا به اصطلاح اهل محل فلکه زرجوب از یک سمت به صیقلان و شهرداری رشت و از سوی دیگر به خیابان لاهیجان مرتبط است و از دو جانب دیگر به محله و خیابان امین ضرب و ارمنی بولاق می‌رسد.

در زیر بنای پل دو چشمه وجود دارد که هنگام ساخت بنا با بتن پوشیده شدن و این چشمه هر چند وقت یکبار باعث ریزش قسمت هائی از پل می‌شود این چشمه‌ها دارای آب پاکی است که در گذشته مردم برای نوشیدن و شستشو از آن استفاده می‌کردند.

رودخانه زرجوب از کوه‌های کم ارتفاع هزار مرز، نیزه سر، جوکلبندان و کچا از حدود ۲۵ کیلومتری جنوب شهرستان رشت سرچشمه می‌گیرد، پس از عبور از منطقه «بهدان» و «چوماچا» و پیوستن به رودخانه گوهررود به بخش شرقی تالاب انزلی وارد می‌شود. این رودخانه با متوسط حجم سالانه ۱۷۳/۴ میلیون متر مکعب یکی از منابع اصلی و مهم تامین آب تالاب انزلی به شمار می‌رود.

در کنار زرجوب (سیاهرود) دو چشمه وجود داشت که آب آشامیدنی ساکنانش را تامین می‌کرد. اما چند سالی است که سهل‌انگاری شهروندان و مدیران بلایی بر سر این دو رود آورده که در زمره آلوده‌ترین رودخانه‌ها قرار گرفته‌اند. در حال حاضر و مخصوصا همزمان با گرم‌تر شدن هوا، اگر از کنار زرجوب یعنی حد فاصل خیابان شریعتی به سمت میدان صیقلان، خیابان سعدی جنب پل بوسار، خیابان تختی در جوار پل تختی و پل عراق عبور کنید، چاره‌ای جز حبس نفس ندارید تا کمی از بوی متعفن فاضلاب‌هایی که مستقیم و غیرمستقیم به داخل این رودخانه ریخته می‌شود در امان بمانید.


منبع مطالب:   fa.wikipedia.org



:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز
:: برچسب‌ها: زرجوب, فاضلاب, رودخانه, لب آب, ماهيگيري, آلوده ترين

 
روش تهيه « ترش تره »
نویسنده : محمد رضا تاریخ : دوشنبه هفتم فروردین 1391


خوراكي هاي محلي(3)




مواد لازم:

اسفناج ،برگ چغندر،گشنيز، تره ،جعفري ،شويد: 1 کيلو (مقدار اسفناج ازهمه بيشتر باشد)

برنج : 2 قاشق غذاخوري

آب :1 پيمانه

آب غوره يا آب نارنج: 1 تا 1/5 ليوان

نعنا وخالواش تازه: 1 پيمانه

سير: 1 بوتهء کوچک

نمک ، فلفل ،دارچين و زردچوبه: به دلخواه

روغن: 1/2 پيمانه

تخم مرغ: 2 تا3 عدد





طرز تهيه:

سبزي ها را پاک کنيد و بشوييد .پس از اينکه کمي آب آنها رفت، همه را خرد کنيد، ولي لازم نيست خيلي ريز شود.

برنج را بشوييد و مدت کمي خيس کنيد. برنج و سبزي هاي خرد شده را در قابلمه اي با ظرفيت مناسب يا در ظرف سنتي گيلان(گمج)بريزيد و با يک پيمانه آب بپزيد.

بعداز پختن سبزي، چاشني اين غذا يعني آب غوره يا آب نارنج را اضافه کنيد و صبر کنيد تا کمي با هم بجوشند. اگر ترشي غذا کم بود ، باز هم به آن چاشني اضافه کنيد تا به اندازه کافي و دلخواه ترش شود.

نعنا، خالواش وسير پوست کنده را خرد کنيد و در تابه اي همراه نمک ، فلفل ،دارچين وزردچوبه در روغن فراوان ، کمي سرخ کنيد . اين مخلوط را به سبزي و برنج پخته اضافه کنيد تا با هم بپزند.

تخم مرغ ها را درظرفي بشکنيد و با چنگال کمي بزنيد. سپس تخم مرغ ها را روي مخلوط سبزي ها و برنج بريزيد.

زماني که تخم مرغ ها پخت، خورش را هم بزنيد وبه آن فلفل و دارچين بيفزاييد. وقتي همه مواد خوب پخت وخورش به روغن افتاد ، غذا آماده است.



نکته:

1- به جاي آب غوره و آب نارنج مي توان از آب انار ترش هم استفاده کرد، ولي دراين صورت رنگ خورش تيره مي شود.

2-براي پوست کندن سير کمي آن را در آب سرد بگذاريد تا پوست آن به راحتي جدا شود و بعد با چاقو يا هر وسيله ديگري آن را خرد و له کنيد.

3-خالواش نوعي سبزي معطر و محلي است که بايد در سفرهايتان از استان گيلان تهيه کنيد.

4-اگر از نعنا و خالواش خشک استفاده مي کنيد ، کمي آنها را خيس کنيد وبعد با سير سرخ کنيد./



آموزش طبخ: مريم جدي

عكس: مبعث فدایی

منبع:  www.facebook.com/Gilemard.Gilezan





:: موضوعات مرتبط: خوراكي ها ي محلي
:: برچسب‌ها: ترش تره, خوراكي هاي محلي, روش تهيه, خال واش, برنج

 
نوستالژي(4)
نویسنده : محمد رضا تاریخ : یکشنبه ششم فروردین 1391






منبع:  www.rasht.ir



:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز
:: برچسب‌ها: كودك, روستا, خاطره, چكمه, باران

 
رشت بدون شرح
نویسنده : محمد رضا تاریخ : شنبه پنجم فروردین 1391











منبع: www.rasht.ir   

  



:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز
:: برچسب‌ها: رشت, ميدان ماهي فروشان, شهرباران, عكس

 
ميدان فردوسي در ايتاليا
نویسنده : محمد رضا تاریخ : چهارشنبه دوم فروردین 1391
 


سالها پیش در شهر رم پایتخت ایتالیا، میدانی به نام شاعر پرآوزه ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی نام گذاری شده است. میدان فردوسی در یکی از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالی این شهر و هم محل تردد گردشگران خارجی است.
 در این میدان مانند میدان فردوسی ایران تندیسی از ابوالقاسم فردوسی نصب شده است که قدمتی بیش از 50 سال دارد.


 این مجسمه که185 سانتیمتر ارتفاع دارد وا ز مرمر سفید ساخته شده است ،کار استاد صدیقی است که در20 ماه مه1958 به رم برده شد و طی مراسمی در یکی از میدانهای رم نصب شد .

علی اصغر حکمت شیرازی ، ادیب و مترجم ،در خاطرات اوایل دهه 30 خود که در رم به تحریر درآورده است، می نویسد:
«بعد از ساعتی به منزل مراجعت کردیم. در سر راه در یکی از میدانهای کوچک ویلابورگز، محلّ زیبایی که به نام "فردوسی" موسوم است به "پیاتزا فردوسی."
این مجسمه در پارک ویلا بورگزه (Villa borghese) پارک طبیعی بزرگی در شهر رم است که شامل ساختمانها، موزه ها و از جمله موزه گالریا بورگزه - galleria borghese می باشد.این پارک با مساحتی حدود 80 هکتار، بعد از پارک ویلا دوریا پامفیلی (Villa doria pamphili) بزرگترین پارک شهر رم است. دراوایل قرن نوزدهم این پارک بازسازی شد و سال 1903 هم به پارک عمومی تبدیل شد.

منبع: www.soghad.net



 
نوستالژي(3)
نویسنده : محمد رضا تاریخ : چهارشنبه دوم فروردین 1391




منبع :  www.fun2fun.ir



:: موضوعات مرتبط: گيلان ديروز، آيين ها و آداب و رسوم

 

.:: This Template By : payamblog.Com - صبا ::.

 

 




قالب وبلاگ

سلامت باش